
ترس مشترک تو از اشکی که می ریزد زچشم یار می ترسی من از اشک یتیم و دیده خونبار می ترسم تواز روزی که مولایت شود بیمار می ترسی من از روزی که مولایم شود بیزار می ترسم تو از خوابیدن مهدی درون غار می ترسی من از تنهایی مهدی برون غار می ترسم تو از گرداندن یوسف س...
ادامه مطلب