یادش بخیر اون قدیما

خرید بک لینک

یادش بخیر
يادش بخير زندگي های قِديم
اون زمونا تو خُونه ها بود گيليم

قالي كجا و مبل كجا ؟ عسلی، صِندِلي كجا
اينها كجا و اون خُونه خشت و كاهگِلي كجا

اِز راديو و تِلويزيون تو خونه ها خَبر نِبود
تو زندگي اِزين چيزا انگاری هیچ اثِر نِبود

يك كُرسي وچند تا بِچه، هم بُابا بود و هم نَنِه
كِي داشت هریه بِچهاي، برای خودِش یکی خونه

اصلا نبود فصل زَمِستُونا خيار
لواشک بود و سِنجِد و اِنجيل ومقداری اِنار

غذاها بود آبگوشت و آش شُلِّه و آش تَرْخِینِه
گاهي اُماج بود غِذاها، یه موقع هم بود اِشْکنِه

ماكاروُني ، پیتزا نِبود، نِه سُوسيس ونه كالباس
دَم پُخت بود و دَم لَمِه ویه موقع هم اسفناج ماس ( ماست)

سالي يِه دَفعِه شب عيد، غِذا درست می شد پـــِلِو!
اونم نه با این سادگی ، آخر می شد رشته پلو!

هَر خُونه وار برای خودِش یه تنه بودی خودكِفا
اِز رَخت و اِزْ خوراك و هَر چيزی حتی از دوا

از گوشت و رِوْغِن وپنیر ، از ماست و ازشیر و کره
از نون خشک و سَبزي يا هر چی که فکرت بره

هَر كي که داشت لَنگِه گَندم و چَپُش ( بزغاله نر)
دِر دِلْ نداشت هيچ غمي و بودی همیشه شاد و خوش

يادِش بِخير چه خوش بودیم تو عيد نوروزا همه
هر چی بگم از اون روزا فکر می کنم بازم کمه

وسیله سوواري مون، الاغ بود آره بــِرار( برادر)
پيكان، پژوو بنز كجا داشت مردمای(مردمان) اين ديار

از قنات آبْ تو کوزه و، سبو ميبرديم خونه مون
سبو و کوزه هر دو را ، می ذاشتیم رو شونه مون ( می گذاشتیم)

مِهرِعِروس تو اون زمون ، هَمِش می شد چارصد تومِن
نِه يك هِزار سِكّه بود و يك خوُنِه خیلی گرون

فکر نمی کردیم که بشه اين جوري زندگی هامون
راستي كه اين بيداريه ، يا كه تو خُوابیم همه مون ؟

يك آبادی داشتيم ما ، با همه خويش و آشنا
بودِند مَردُمون اون ، هَمِه يك رنگ و بي ريا

دَردا كه رِفتْ از یادمون ، مراسمای خوبمون
در، دهمون نمونده جز، اندکی از پیر و جوون

فکری کنیم به حالمون ، میره زدست زبونمون

کاری کنیم در این میون ، تا حفظ بشه زبونمون

**********************

علی اصغر هادی گل

با استفاده از شعر آقای نعمتی از شهر ساوه

خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: یادش,بخیر,قدیما, نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:00

صفحه بندی