مولود شعبان

خرید بک لینک

شعر خلجی

مولود شعبان

کَلًدِه شعبان نیمَه سِ ، دُؤنیا چراغانَ رً بوشام

کُلِّ مخلوق شاد َرُ بُلبُل غزلخوانَ رً بوشام

چونکه هَچًمِشً کِزً بُؤ دؤنیا ق َ دوباره بی امام

کَلًمِشً اُؤ تا شَئًقَ حجت کُلِّ مخلوقً ق َ تمام

آتِ مهدی رِه قشنگ کنًیه سِ تَ صاحب زمان

هم ابا صالح و قائم هم تَ طاووس جنان

کَلًدِه وُ حق جانِبیدَهً اُولًدِه کِزًلَرًدَ نهان

کِزًلَ رُ یُولً لَرًچَ قُودِه وُ ییرَکً لَرً اُولًدِهً قانً

نَئ کَرَکً مَزً کِئًرِگَکً شَأنُ جمالی منً لَ سَنً

نَئ کَرَکً هِی قیقًرِقَقً یاابن الحسن یاابن الحسن

اُؤ کِنَرً امّا بُلُوتً لَرً هارًتِ چَرً بِزً کِرًمَمِزً

بِزًدَ اُؤ یُقَّرًتَرَرً شأنیأ هِچً وقت اِیرًمَمِزً

آسمانً لَرًدَ بَشَ رً یِیرًلَرًچَ کَزًمَئً بُؤلًمَیزً

اِیًزََهً کِزً شَئیِرً بُؤ کِزًلَرًلَ جمالی کِرًمَیزً

خِِیًلِ زادًلَرً وارً که وارَلَّرً ولی بِزً کِرًمَمِزً

خِِیًلِ یُولً لَرً وارً که هِچً وقت آخِریَهً اِیرًمَمِزً

بُؤ دلیل اُولًمَزً کِه هَرًنَ سَئً کِزیلَ کِرًمَگَیً

هَئًقَیً اُؤ یُوقُ و شهادت اُولًمَ سَیهً وِیرًمَگَیً

شام قَرالُوقَ رُ یُولً تاشًلُوقََ رُ یِیتًمِشً چراغ

کِمًسَ اَلًمُورً دین دَ وُ اسلام و قرآن دَ سراغ

کُئًنَ اُولًمِشً هَزًهَزَکً دین و نُماز و روزَلُوقً

کالً بِدِکً لَرًکَ سلام وِیئرًمَ سِ اُولًمِشً موزه لوقً

دینِ مِزً کُنًدَسِ پُؤکً اُولًمِشً اِچِ چَ هِچً نَ یُوقً

خَلقً تَقِ اُولًمِشً بُؤ یُوپَقً هَئًمَ لَرً دَ دینً دَ تُوقً

بِئًرهً لَرً قُونً کَسًکِ چَلً لَرً ، دوست و دوشمن قَرًشَقَرً

خوارُ تشخیص وِیئًرِهً بِلًمَئً بد هَوُؤلًقَ یَپًشَقَرً

کُفرً دُؤنیای اَرًسَ اَلًمِشً دینً دَ بی آتً کِرًنَکَرً

پس قَچانً بُؤ ناجی اسلام و قرآن کَلًمَکَرً

حضرت مهدی امامُمً کِمًکَ هَئًقَمً دَرًدِمِهً

قانِ سُوً لَ یُؤپِقَمً زنگار تُؤتُؤ لًمِشً قَلًبِمِهً

یِکً کِرِهً دُؤنیا نَجوُرً اُؤلًمِشً دغل لَرً کامیأ

بی سِ تُقً بُورنیأ تارهً بی سِ محتاج شامیأ

یک وُ یِئًرً اِیسًتیدَهً کِتًرِهً هَرًنَ ظلم و ظالمَ رً

هَئًمَ بُؤ فامیلُومَرً بُؤ اِیئزًدَرِهً بُؤ کالُومَ رً

یِک وُ یِیرَکً لَ رِمِزهً شادِلُوقً دَ تُولًدَرِهً

بی اِنَ میزان بِزِمً دینءِ ستونی قُونًدَرِهً

اُؤ هِراقً یُولً دَ کَلِرً کَلًمَ سِ یُولی سِئپًرِدیزً

یولً قَ سُو سَپًدیزُ و تاشً ماشُ و کُلُؤخی کِتًرِئدیزً

کینه و دوشمن لُوقُ قَلًبیزًدَ کُلً تِکًدیزً قِراقً

مهربان لُوقً لَ صفا وِئرًدیزً اِلِشًتِرًدیزً چراغ

عاقل اُولًدیزً ایشِ کِرًدیز اَکِّه ایش کَ تَئًپِگَ

هم بُؤ دؤنیا هم اُؤ دُؤنیا دردیَ تَ یِئپِگَ

کُلً یِکَیً تصمیم تُوتالُقً مُونً دَ سوُئ بد إیتًمَگَکً

پولئِ که کَلًمِشً حرامً دَ اَلً کَ هَوً کَ یتًمَگَکً

طُقًرِهً یُولُ سَلًمَقَقُ و اَئرِهً یُولً قَ وَرًمَقَقً

معصیت لُوقً یِئر وُ یُولً لَرًقَ هَدَقً هِچً بَسًمَقَقً

تا هِئدِک تُورًمِشً یُوپَقً سِزَ آغًزِمِزًدَ هِنًمَگَ

کیچِ مِزً مظلوم قَ و کالُ کی شئ کَ یِینًمَگَ

ایشِ کِرًمَیً کُلِّ مخلوقات اَلیزًدَ نالِقَه

ایشِ کِردیزً سِزًدَ سُوئ سِزًدَه هَوُولً آتً قالِقَه

هَرًنَ بد دوست ورفیقَ رً دوریَه بی خط چَکِهً

اُؤت لَرُ رِیئشَه دَ هیپِه یِریأ خوار تخم هَکِهً

بار الها سَئنِ اَنًد ؤیرِمً عزیزی جانیه

یوسف آل محمد جانِمِزً قربانیه

ئِیتً گَرِهً بِزً کَ اُنُو دؤنیای شعف دَ تُولًدَرِهً

خِیًلِ غفلت اُؤسِ چَلَّرً یِک و اُودَ اُدًقَرِهً

هر مسلمان هر مکان چَرً خیر و خُوشًلُوقً دَ سَوا

اِیزَهً زاد کِرًسَ تً مَه وُ ئِیتًمَهً اُؤ دؤنیاچَ جَزا

*****************************

نیمه ماه شعبان آمد و تمام دنیا امشب چراغان است

همه انسانها امشب شادند و بلبل از شادی غزلخوان است

چونکه دوباره یک امام چشم به این دنیا باز نموده است

امامی که آمده است تا حجت بر تمام انسانها تمام کند

نام او مهدی است و کنیه زیبایش صاحب الزمان است

ابا صالح و قائم و طاووس بهشت از دیگر القاب اوست

آمد ولی به اذن خداوند از دیدها نهان شد

چشمها براه ماندند و دلها از فراقش خون شدند

چرا نیاید من و تو شان و جمال او را ببینیم ؟

چرا مداوم باید یابن الحسن یابنالحسن صدایش بزنیم؟

او مثل خورشید در پس ابر است که ما نمیتوانیم او راببینیم

مقام و مرتبه او از ما بسیار بالاتر است ما هیچ زمان نمیتوانیم به شان او برسیم

شان او از اسمانها بالاتر است در زمین دنبال او نگردید

چشم دیگری میخواهد با این چشمان قادر به دیدن شان و جمال او نخواهید بود

خیلی چیز ها وجود دارد که هستند ولی ما قادر به دیدن آنها نیستیمراه های زیادی وجود دارند که هیچگاه به انتهای آنها نمیرسیم

این دلیل نمیتواند باشد که تو هرچیزی را که باچشم نتوانی ببینی

بگویی آن وجود ندارد و شهادت به بودنش ندهی

شب تاریک است و جاده سنگلاخ است و چراغ گم شده است

کسی سراغی از دین و اسلام و قرآن نمی گیرد

کم کم دین و نماز و روزه قدیمی شده است

سلام بچه ها به بزرگتر ها را در موزه ها میتوانی پیدا کنی

درخت دینمان تو خالی شده است در درونش چیزی نیست

مردم از این دروغها از دین اصلی خود سیر شده اند

گرگ ها در لباس گوسفند هستند و دوست و دشمن قاطی شده اند

خوب و بد را از هم نمیتوانی تشخیص دهی زیرا بد و خوب در هم آمیخته اند

کفر تمام دنیا را زیر سلطه خود گرفته است و از دین فقط نامش پیداست

پس چه وقت قرار است این ناجی اسلام و قرآن بیاید

حضرت مهدی امامم دردم را به که بگویم؟

قلب زنگار گرفته ام را با چه آبی بشوییم؟

بیا و بنگر جهان چگونه به کام ظالمان شده است

ثروت یکی بیش از اندازه است و دیگری محتاج به شام شبش است

بیا زمین را از لوث وجود ظالمان پاک کن

و ریشه پارتی بازی را خشک کن

بیا و دلهایمان را از شادی لبریز کن

و دین ما را احیا کن

او از راه دوری می آید مسیر آمدنش را جارو کنید

به جاده آب بزنید و موانع را از سر راهش بردارید

از قلبتان کینه و دشمنی را بزدایید

دلهایتان را با مهربانی نورانی کنید

عاقلانه رفتار کنید کاری کنید و کاری که به سود شما نیست انجام ندهید

کاری که هم در جهان و هم در آخرت بکارتان بیاید

بیایید تصمیم بگیریم از این پس کار بد نکنیم

در زندگیمان حرام وحلال را از هم جدا کنیم

را درست را گم نکنیم و به راه نادرست نرویم

سعی کنیم از کارهای گناه آلود دوری کنیم

حتی المقدور دروغ نگوییم

به زیر دستان ظلم نکنیم

کاری نکنید که همه مردم از شما نالان باشند

کاری کنید که بعد مرگتان ازشما به نیکی یاد کنند

دوستان نالایق را رها کن

وبا افراد لایق دوست باش

خداوندا تو را به جان عزیزت قسم می دهم

به جان حضرت مهدی که جانمان قربان او باد

ظهور حضرت مهدی رامهیا کن و دنیا را مملو از شادی گردان

افراد زیادی در خواب غفلت هستند آنها را از خواب غفلت بیدار کن

قسمت هر مسلمان در هر مکانی بجز خیر و نیکی

چیز دیگر نگردان و در آخرت مجازاتشان ننما

**************

شعر از آقای مهدی هادی گل اهل روستای بهارستان

خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 6:45

صفحه بندی