
یادمه کوچیکیام وقتی را یادم میاد که مردمون دهمون خوب بودن با همدیگه ، چه با صفا و مهربون یادمه کوچیکیام ، وقتی که من بچه بودم تو کوچه تایر بازی می کردم و می دویدم همگی جمع می شدیم ، بازی های قشنگ قشنگ قایم باشک بازی و یه قل ، دوقل ، اله کلنگ بازیهای قدیمی ، توپ بازی و الک دولک لی لی و تیله بازی ، دو...
ادامه مطلب
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو ای گدای مسکین در...
ادامه مطلب
قدیما که گوشی همراه و ساعت و... نبود مردم با صدای گرم و دلنشین فردی که سحر خوانی می کرد برای خوردن سحری بیدار می شدند . چقدرزیبا و دلنشین ابیات عرفانی و معرفتی را می خواندند . این موضوع درروستاها بیشتر رایج بود .چقدر خوب است که این رسم قدیمی ( خصوصا درروستاها ) حفظ بشود. ...
ادامه مطلب
خدایا از شر اشرار به تو پناه می بریم...
ادامه مطلب